در باران صدای پل سکوت است-
بطری
Wednesday، February 11، 2009
Saturday، June 14، 2008
غروب ، میوه فروش لامپ خورشیدی را خاموش کرد و
در تاریکی لامپ مهتابی را روشن کرد و از مغازه بیرون رفت-
مانند او-
Tuesday، May 13، 2008
Saturday، October 20، 2007

یکی نبود،هیچکس بود
در بيابانی که زياد دور نبود ،کوهی زندگی نمیکرد که قهوه ای و سخت بود
در نزديکيش درختی نبود که برگهای سبزی داشت و ميوه های شيرينِ قرمزی نداشت و سايه ای که رهگذران خسته را پناه ندهد
زمانی مردی از آنجا نگذشت و بی درنگ با تبری که داشت ، بی پروا بيابان را از درخت گرفت
از آن زمان به بعد درختی آنجا نيست که در بيابانی باشد
Saturday، September 08، 2007
Saturday، July 07، 2007
در خیابان کسی بوی امنیت می پراکند با پیاز و روغن-
کسی دیگر نا امنی با چراغهای خطر قرمز رنگ-
نورم سایه درختی بر در سپیدی را تاراند و مردی لبش را گزید-
پس از آن پیچ به خانه رسیدم، به خانه خالی از تو-
کسی دیگر نا امنی با چراغهای خطر قرمز رنگ-
نورم سایه درختی بر در سپیدی را تاراند و مردی لبش را گزید-
پس از آن پیچ به خانه رسیدم، به خانه خالی از تو-
Sunday، October 08، 2006
Thursday، October 05، 2006
Saturday، September 09، 2006
Wednesday، July 05، 2006
Tuesday، June 20، 2006
Friday، May 05، 2006
پدرم که مُرد، يک عکس شد چسبيده به شيشه عقب ذهنم-
پدرم که مُرد، چند سطر، سياه شد در روزنامه ای-
که ميتوانست آنگونه خلاصه اش کند؟-
پدرم با آن هيبت-
پدرم به داخل شجره ناممان رفت و تاريخم شد-
او پسر شد و من پدر-
پدرم که مُرد، چند سطر، سياه شد در روزنامه ای-
که ميتوانست آنگونه خلاصه اش کند؟-
پدرم با آن هيبت-
پدرم به داخل شجره ناممان رفت و تاريخم شد-
او پسر شد و من پدر-
Friday، January 20، 2006
Wednesday، January 18، 2006
آخرين صدا، بوسه ات بر گوشم بود-
دنياي سياه و ساكتم چون بلوري فروريخت-
و تل قارچها و برگهاي پوسيده با زردي و گرمي-
دنياي بي موسيقيم شيرين تر از هر نغمه اي است-
مرا كور كن-
دنياي سياه و ساكتم چون بلوري فروريخت-
و تل قارچها و برگهاي پوسيده با زردي و گرمي-
دنياي بي موسيقيم شيرين تر از هر نغمه اي است-
مرا كور كن-
Wednesday، December 28، 2005
اشتراک در:
پیامها (Atom)
بايگانی وبلاگ
- ◄ 2005 (23)
-
◄
2004
(82)
-
◄
November
(6)
- تو تمام تكثر شهري وارونه و آويزان از شاخه ها- ...
- خورشيد از پشت درختان زار ميزد- پرنده ميچرخيد- بر...
- به ميان گرداب برو- مستقيم در مرکزش- و از آن ميان...
- من خيس- من افتاده بر سنگهاي سرد- درختم در بالاي ...
- درخت ترسيده از پايان در پاييز- موسيقي دلهره ريزش ...
- همسر عزيزم اين پارچه ها هنوز همانهايند روی تخت- ...
-
◄
November
(6)


